عماد الدين حسن بن علي الطبري

424

مناقب الطاهرين ( فارسي )

از ثواب فرداى قيامت و حور و قصور و غلمان و درجات ، تمنّاى آن كردندى كه به مقاريض ايشان را پاره پاره مىكنند و پس زنده مىكنند و به مقراض پاره‌ها مىكنند . اى برادر ، تو را معلوم است كه در بنى اسرائيل مردان خداى بودند كه ايشان را به دست ارّه و مقاريض پاره پاره مىكردند و بعد از آن بر درخت مىكردند و ايشان بر آن صابر مىبودند براى خداى تعالى . تو نيز صبر كن با اصحاب خويش . عمّار بن ياسر و عبد اللّه بن عبّاس و مالك اشتر و هاشم بن عتبه و ابو ايّوب انصارى و قيس بن سعد و عمرو بن الحمق الخزاعى و عبادة بن صامت و ابو الهيثم بن تيهان رضى اللّه عنهم پرسيدند كه : اين مرد كيست ؟ گفت : وصىّ عيسى شمعون بن حمّون عليهما السلام . و ياران امير المؤمنين ( ع ) جمله كلام وى مىشنيدند ، ايمان و بصيرت ايشان به زيادت شد ؛ تا كه عبادة بن صامت و ابو ايّوب انصارى گفتند : يا امير المؤمنين ، جان و مال و پدر و مادر ما فداى تو باد ! ما جمله نصرت تو كنيم چنان كه نصرت رسول كرديم . و از مهاجر و انصار كسى از تو برنگردد الّا كه شقى و بدبخت باشد . مولانا على ( ع ) ايشان را بسيارى ثناى به خير گفت . « 1 » سلمان فارسى رضى اللّه عنه گويد كه : زنى از انصاريان امّ فروه نام از جمله مواليان مولانا على ( ع ) بودى . تجنّى « 2 » بر وى نهادند و وى را شهيد كردند . امير المؤمنين ( ع ) غايب بود . چون بازآمد ، به سر گور وى آمد و سر برداشت و گفت : اللّهمّ يا محيى النّفوس بعد الموت ، و يا منشئ العظام الدّارسات بعد الموت ، احى لنا امّ فروة و اجعلها عبرة لمن عصاك . هاتفى

--> ( 1 ) - الثاقب / 225 - 226 ، امالى مفيد / 104 - 106 . ( 2 ) - تجنّى عليه : او را به گناهى متّهم كرد كه مرتكب نشده بود .